اونومی میدونی ..ادمها به همه چیز عادت میکنن حتی غم
همین خود من هیچ اثری از اون ادم سرخوشی که رهایی از سر و روش می بارید نمونده جاش مغز یاد گرفته چی بهتر از غم ..نه دردسر داره نه انرژی مصرف میکنه سرشم گرمه ازم کار نمیکشه
مشکل اعظم اینه که بهش واقفم میدونم نباید باشه و نمیخوامش واقعا اما به طرز عجیبی نمیتونم
نه که فکر کنی همیشه هست ها...کل روز شادترین بشر خلق شده ام شب که میشه دنیا مثل دیوار چین و با یه کمان ۹۰درجه شیرجه میزنه روی تمام زندگیم
الان یکی از همکارا بهم پیام فرستاده با این مضمون یک زن قدرتمند میداندچگونه زندگی خود را مرتب نگه داردحتی با اشک در چشمانش او هنوز هم با لبخند میتواندبگوید خوبم
من اینو برای تو میفرستم چون زن قوی ای هستی
بیشتر از این توی نوتیفیکشن دیده نمیشه
من از بیرون هنوز زن قوی ای ام ........؟!
برچسب:
نویسنده: پارسا بهرامی